شمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمام . [ ش َم ْ ما ] (ع اِ) نوعی از خربزه ٔ کوچک که خطهای سرخ و سبز و زرد دارد و بسیار خوشبو و به فارسی دستنبوی گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دستنبو. شمامه . (یادداشت مؤلف ). دستنبویه است . (اختیارات بدیعی ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
شمام . [ ش ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستم آباد بخش رودبار شهرستان رشت . سکنه ٔ آن ١٠٤٠ تن . آب آن از رودخانه ٔ شمام . محصول عمده ٔ آنجا غلات، بنشن، برنج و لبنیات است . تابستان به ییلاق شمام در ٤ هزارگزی آبادی می روند و در آبان ماه برمی گردند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
شمام . [ ش ِ] (ع مص ) مُشامَّة. (ناظم الاطباء). همدیگر را بوییدن . ◄ جستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نظر کردن . (منتهی الارب ). ◄ نزدیک شدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ). رجوع به مشامة شود.