شمراخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمراخ . [ ش ِ ] (ع اِ) سرشاخه ٔ خرمابن که بر آن غوره باشد. ◄ خوشه ٔ انگور. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). شاخ انگور.(دهار). ◄ سرکوه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). ◄ سر ابر و اعلای آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ سپیدی پیشانی اسب که تا بتفوز نرسد. ج، شَماریخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آن سفیدی که بر روی اسب بود اما به لب نرسیده . (مهذب الاسماء). ◄ فرس ذوشمراخ ؛ اسبی که بر پیشانی او شمراخ باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).