شمرده شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تحت طبقه خاصی (مقولهای، …) بودن، دریک مقوله گنجیدن، وجه مشترک داشتن، لحاظ شدن، درزمره بودن، درجرگه بودن بهشمار آوردن، درشمار آوردن، درزمره چیزی محسوب کردن، جزء گروهی بهحساب آوردن، تحت سرفصلی گذاشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تحت طبقه خاصی (مقولهای، …) بودن، دریک مقوله گنجیدن، وجه مشترک داشتن، لحاظ شدن، درزمره بودن، درجرگه بودن بهشمار آوردن، درشمار آوردن، درزمره چیزی محسوب کردن، جزء گروهی بهحساب آوردن، تحت سرفصلی گذاشتن