شمع فروختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمع فروختن . [ ش َف ُ ت َ ] (مص مرکب ) کار فروش شمع. شمعفروشی . ◄ مخفف شمع افروختن . شمع روشن کردن : بفرمود تا شمع بفروختند به هر سوی ایوان همی سوختند فردوسی . به طیبت کردن ار شمعی فروزی ازآن طیبت چو شمعی هم بسوزی . عطار. رجوع به شمع برافروختن شود.