شمغند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمغند. [ ش َ غ َ ] (ص ) زن بدبوی و گنده و متعفن . (ناظم الاطباء) (از برهان ). زن بدبو و پیر و آنرا شماغند و شماغنده نیز گفته اند. (انجمن آرا) (از آنندراج ). شماگند. لخناء. (یادداشت مؤلف ) : زن پیر و دراز و زشت و شمغند کند یکدم چو کاهی کوه الوند. راجی . رجوع به شماغند، شماغنده و شمغنده شود. ◄ متعفن و بدبوی از آدمی و غیره . (انجمن آرا) (آنندراج ). متعفن . ◄ زشتروی . ◄ لباس چرکین و ناپاک . ◄ (اِ) ناپاکی . پلیدی . چرکینی . (ناظم الاطباء).