شمیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمیز. [ ش ُ ] (اِ) زمینی که برای زراعت و کشاورزی آراسته باشند. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا).
شمیز. [ ش ُ ] (فرانسوی، اِ) پوشه . (لغات فرهنگستان ). لفافه ٔ کاغذی که نوشته های اداری را در آن گذارند. پوشه . (فرهنگ فارسی معین ). در فرانسه بمعنی پیراهن است و سابقاً در فارسی پوشه را می گفتند. (از لغات فرهنگستان ). رجوع به ماده ٔ پوشه شود. ◄ نوعی صفحات کاغذی ضخیم تر از ورق کاغذ و نازکتر از مقوا و از آن جلد کتاب کنند.
شمیز. [ ش َ ] (ص، اِ) کشتکار. زارع . زراعت کننده . کشاورز. (ناظم الاطباء). مُزارع . زراعت کننده . (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ).