شنابر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شنابر. [ ش ِ ب َ ] (نف مرکب ) آنکه شنا کردن داند. (یادداشت مؤلف ). داننده ٔ شنا. آب باز. شناگر. آب آشنا : شنابر چو بی آشنا را گِرَد چو زیرک نباشد نخست او مِرَد. اسدی . میان آبگیری به پهنای راغ شنابر در آب شکن گیر ماغ . اسدی (گرشاسبنامه ص ١١٨).