شناسایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شناسایی . [ ش ِ ] (حامص ) شناسائی . عمل شناختن . وقوف . معرفت . عرف .عرفان . تعریف . علم . شناخت . (یادداشت مؤلف ). معرفت و علم و آگاهی و دانایی . (ناظم الاطباء) : همه در شناسایی اختران فروگفته احوال گردون در آن . نظامی . شناساییش بر کس نیست دشوار ولیکن هم به حیرت میکشد کار. نظامی . دمی با حق نبودی چون زنی لاف شناسایی تمام عمر با خود بودی و نشناختی خود را. وحید قزوینی . ♦ شناسایی دادن ؛ خود را معرفی کردن به کسی که خود او را یا کسان او را از پیش می شناخته است . (یادداشت مؤلف ). خود را به نشانیها شناساندن . ◄ اعتراف . اقرار. (یادداشت مؤلف ). ◄ آشنایی . (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). تعارف . معارفه . (یادداشت مؤلف ).