شنکرک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شنکرک . [ ش َ رَ ] (ص ) شنگرک . شوخ و ظریف . (ناظم الاطباء). و رجوع به شنگ شود. ◄ (اِ) دزدو راهزن . (ناظم الاطباء). رجوع به شنگ شود. ◄ خرطوم فیل . (ناظم الاطباء). رجوع به شنگ شود.
شنکرک .[ ش َ رَ ] (اِخ ) نام یکی از رایان هند که به مدد افراسیاب رفته و افراسیاب وی را به یاری پیران ویسه فرستاد. (ناظم الاطباء). شنگرک . و رجوع به شنگرک شود.