شنگ و مشنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شنگ و مشنگ . [ ش َ گ ُ م َ ش َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) بمعنی شنگ مشنگ، شنگل و منگل یعنی دزد و راه دار. (از حاشیه ٔ لغت فرس اسدی نخجوانی ). مشنگ تابع مهمل شنگ است، مثل نان مان و باغ ماغ . (فرهنگ نظام ). نام دو دزد معروف . (فرهنگ نعمةاﷲ) : چه زنی طعنه که با حیزان حیزند همه که توئی حیز و توئی مسخره و شنگ و مشنگ . خطیری . شعر بی رنگ ولیکن شعرا رنگ برنگ همه چون دول روان و همه چون شنگ و مشنگ . قریعالدهر.