شنیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش دَ) [ په. ] (مص م.) ۱- گوش دادن. ۲- بوی چیزی را حس کردن. ۳- اطاعت کردن.مترادفها و واژههای مرتبطاستماع، اصغا، شنودن، نیوشیدن ≠ گفتنواژه قبلی: شنگینهواژه بعدی: شنیع