شهاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهاق . [ ش ُ ] (ع مص ) گردانیدن گریه را در سینه ٔ خود. شهیق . تشهاق . ◄ رسیدن کسی را چشم زخم : شهقت عین الناظر علیه . (منتهی الارب ).
شهاق . [ ش ُ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ). ◄ جایگاهی است . (از معجم البلدان ).