واژه جو

شهبیدق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شهبیدق .[ ش َ ب َ دَ ] (معرب، اِ مرکب ) شه پیاده . فرزین . (یادداشت مؤلف ). وزیر در شطرنج . رجوع به شه پیاده شود.

معنی شهبیدق | واژه جو