واژه جو

شهر زر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شهر زر. [ ش َ رِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) این کلمه در این بیت خاقانی آمده است : شهر زر و تخت طاقدیس خسان را باز مرا جفت کین نوای صفاهان . و بقرینه ٔ تخت طاقدیس و کین نوای صفاهان که همه اسامی الحان مختلفه ٔ موسیقی است باید آن نیز نام لحنی از موسیقی باشد ولی در فرهنگهای معموله عجالتاًنیافتم . (یادداشتهای قزوینی ج ٥ ص ٢٣٢).

معنی شهر زر | واژه جو