شهربند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ) ۱- (اِمر.) دیوار دور شهر. ۲- زندان. ۳- (ص مر.) زندانی. ۴- کسی که در محاصره افتاده باشد.مترادفها و واژههای مرتبطاسیر، زندانی، گرفتار، محاصره، محبوسبارو، حصارزندان، محبس ≠ آزاد، رهاواژه قبلی: شهربانیواژه بعدی: شهرت