واژه جو

شهوت‌کش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شهوت کش . [ ش َهَْ وَ ک ُ ] (نف مرکب )که شهوت را فرونشاند و بر آن چیره شود : مجنون که مبصّر جهان بود شهوت کش و خویشتن رهان بود. نظامی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی شهوت‌کش | واژه جو