شوخناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوخناک . (اِخ ) دهی است به سمرقند. (الانساب سمعانی ورق ٣٤٠).
شوخناک . (ص مرکب ) شوخگن . (آنندراج ). دنس . (زمخشری ). ریم گرفته . چرکین . (یادداشت مؤلف ). ناپاک و چرکین و آلوده ٔ به چرک . (ناظم الاطباء) : و ریشهاء تر و شوخناک را بگیرند آب انار ترش ... (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ ناکس و فرومایه . (ناظم الاطباء).