شور و مور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شور و مور. [ رُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) شوم و ضعیف، چه شور بمعنی شوم و نحس و نامبارک و مور بمعنی حقیر و ضعیف است و هرگاه خواهند کسی را یا چیزی را به زبونی و ناتوانی و حقارت وانمایند گویند «شور و مور است ». (برهان ). درمانده و ضعیف و ناتوان و حقیر و کمینه و فرومایه و خوار و سفله و زبون . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ مرکب ) شور و غوغا و آشوب . (برهان ). آشوب و غوغا. شور و غوغا و انقلاب . (فرهنگ فارسی معین ). غوغا و آشوب و هنگامه . (ناظم الاطباء) : ز بهر دو طامات ژاژ و مزخرف همه ساله با خلق در شور و مورم . سنائی . و رجوع به شورمور شود.