شورانیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شورانیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) بهم زده . زیر و زبر کرده . زیر و رو کرده . (یادداشت مؤلف ). ◄ متلاطم . ◄ برانگیخته . ◄ دیوانه کرده . ◄ آمیخته . ◄ آلوده . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شورانیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) بهم زده . زیر و زبر کرده . زیر و رو کرده . (یادداشت مؤلف ). ◄ متلاطم . ◄ برانگیخته . ◄ دیوانه کرده . ◄ آمیخته . ◄ آلوده . (فرهنگ فارسی معین ).