شوروا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوروا. [ شورْ ] (اِ مرکب ) شوربا. اصل این ترکیب شوربا، «شور» به اضافه ٔ «با»است و «با» در فارسی بمعنی آش است ... شوربا بدین ترتیب لغةً بمعنی آش است که چاشنی خاص یا اجزاء اضافی نداشته باشد و به ساده ترین صورت ممکن (فقط با افزودن نمکی ) پخته شود. چنین آشی برای مردم بیمار و کسانی که دستور پرهیز دارند پخته می شود و به بیمزگی معروف است . ◄ کنایه از غذای بیمزه و یا وارفته و غیرقابل اکل . ◄ کنایه از مردم بی نمک و بی مزه و وارفته است . (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). ♦ شلم شوروا، شلم شوربا؛ معنی اصلی آن «آش شلغم » است و به معنی چیز درهم ریخته و نامنظم و شلوغ و بی معنی و بی ربط است : دَرِ تجدید و تجدد واشد ادبیات شلم شوروا شد. ایرج میرزا. (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). و رجوع به شوربا شود.