واژه جو

شویان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شویان . (نف، ق ) صفت بیان حالت از شستن . شوینده . در حال شستن : ویشان ز بد گزاف گویان خود را به سرشک دیده شویان . نظامی . ◄ (اِمص ) عمل شستن : خاج شویان . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) شویندگان . (یادداشت مؤلف ).

معنی شویان | واژه جو