شپل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شپل . [ ش ِ ] (اِ) شپلت . شپیل . شفل . پایه و مرتبه . (برهان ) (انجمن آرا). پایه و مرتبه و منزلت و جاه . (از ناظم الاطباء). ◄ پاچه ٔ شتر را گویند از آنجا که به زمین نزدیک است . (از برهان ) (از ناظم الاطباء). سپل . سول . سفل . ◄ صدا و آوازبلند کردن . (برهان ). صدا بلند کردن . (انجمن آرا).
شپل . [ ش ِ ] (اِ صوت ) آواز شافوت را گویند و آن صدایی باشد که کبوتربازان در وقت کبوتر پرانیدن از دهان خارج کنند. (از برهان ) (از انجمن آرا) (ناظم الاطباء).