شپلق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ پَ لَ) (اِ.) شاپلاق، سیلی، سیلی صدادار.واژه قبلی: شپلاقی کردنواژه بعدی: شپلیدن