شپیختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش تَ) نک شپوختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش تَ) نک شپوختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شپیختن . [ ش ِ ت َ ] (مص ) پاشیدن باشد مطلقاًاعم از آب و غیره . (برهان ). پاشیدن است و آن را اشپیختن و اشپوختن و شپوختن نیز گویند. (فرهنگ نظام ).