شپیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شپیر. [ ش َپ ْ پی ] (سریانی، اِ)صورتی از شبیر است که به لغت سریانی معنی مصغر خوب و نیک یا خوبک و نیکک دارد و به عربی حسین خوانند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). رجوع به شبر و شبیر شود.
شپیر. [ ش َ ] (اِخ ) نام کوهی است به غایت بزرگ و بلند.(برهان ) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء) : چو در سواد ثناهای تو گذارم کلک ز جا به رقص برآید ز استماع سریر یکی سفیه ز علمش هزار بحر محیط یکی دقیقه ز حلمش هزار کوه شپیر. رضی الدین نیشابوری .