شک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شک کردن . [ ش َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به شک افتادن . تردید کردن . خلاف یقین کردن . ارتیاب . مراء. ممارات . مریه . امتراء. بیقره . (از یادداشت مؤلف ) : هیچ شک می نکنم کآهوی مشکین تتار شرم دارد ز تو مشکین خط آهوگردن . سعدی . هر جای که بگذری بدان خوبی کس شک نکند که سرو بستانی . سعدی .
فرهنگ طیفی واژهدان
تردید کردن، تردید داشتن، مردد بودن، احتیاط داشتن، معین نبودن، مشروط کردن، بیعزم بودن، ترسیدن، اکراه داشتن به کسی (چیزی) بدبین بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
پهلیدن