شکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش) [ په. ] (اِ.) ۱- صید، حیوانی که شکار شود. ۲- (عا.) ناراحت، رنجیده.مترادفها و واژههای مرتبطبشگرد، بشگر، صید، نخجیربزکوهیشکارگاهواژه قبلی: شکاواژه بعدی: شکارچی