شکار
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شکار چارپا (شکار بزرگ)، ماهیگیری، شکار پرندگان مراحل شکار چارپا: کولهکش، باد چاق کردن، دید، دوربین کشیدن، پاک کردن، تیراندازی، کول کردن، پوست کندن، تاکسیدرمی، خیکی، خیکی کامل، پخت، پخت چارسنگ افراد شرکتکننده در شکار، شکارچی، بلد، راهنما موضوع شکار، شکار بزرگ، چارپا، کل، بز، قوچ، میش، گوزن، آهو، جبیر، پرندگان، فاخته، کبک، کبک چیل، تیهو، قرقاول، باقرقره، سینهسیاه، کبوتر، مرغابی، غاز، شکار ممنوع، شکار حمایتشده محل شکار، شکارگاه، نخجیرگاه، مقررات شکار، پروانه شکار، اداره حفاظت محیط زیست، شکاربانی، منطقه حفاظتشده، فصل شکار وسایل شکار، لباس شکار، لباس خاکی، چاقو، کارد، تفنگ گلوله، دوربین، تلسکوپ، گلوله، فشنگ، گرین فشنگ، سرب، نقاب مس، تفنگ ساچمهزنی، خردهزنی، سرپر، تهپر، کالیبر، سگ شکاری، پوینتر، ستر، بو دادن سگ ماهیگیری، لانسه، سوزن، پشه، قلاب