شکاله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکاله . [ ش ِ ل َ / ل ِ ] (اِ) خارپشت . (ناظم الاطباء). ◄ ریزه . ریزه ٔ زر. (یادداشت مؤلف ) : چون بوزد خوش نسیم شاخک بادام سیم نثارت کند درست شکاله . ناصرخسرو. ♦ شکاله ٔ زر ؛ ریزه ٔ زر. (ناظم الاطباء): ذهبة؛ قراضه و شکاله ٔ زر. (از منتهی الارب ).