شکایت گستری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکایت گستری . [ ش ِ ی َ گ ُ ت َ ] (حامص مرکب ) گله مندی . شکایت . گله گزاری . (فرهنگ فارسی معین ) : او تو را کی گفت کاین گلبتره ها را جمع کن تا تو را لازم شود چندین شکایت گستری . انوری (ازآنندراج ). ◄ ناله و زاری . (فرهنگ فارسی معین ).