شکد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکد. [ ش َ ] (ع مص ) بخشیدن و دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). عطا کردن و بخشش نمودن . (ناظم الاطباء). عطا دادن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). عطای بی عوض . (یادداشت مؤلف ).
شکد. [ ش ُ ] (ع مص ) شَکْد. بخشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به شَکْد شود.
شکد. [ ش ُ ] (ع اِ) سپاس منعم بر نعمت به لغت یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شکر و سپاس . (ناظم الاطباء). شکر. (از اقرب الموارد). ◄ عطا و بخشش . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عطای بی عوض . (یادداشت مؤلف ). در لغت ثعالبی آمده است : «شکد، بخشش ابتدابه ساکن است و اگر در جزای بخشش دیگری باشد شُکْم نامیده میشود». ◄ آنچه توشه داده باشد انسان از شیر یا کشک یا چربی یا خرما تا آنها را از منازلشان بیرون برد. ◄ گندم درهنگام درو آن . ◄ آنچه از خوردنی و آشامیدنی در خانه گذارند. ج، اشکاد. (از اقرب الموارد).