شکستن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ش کَ تَ) [ په. ] ۱- (مص م.) خرد کردن. ۲- مغلوب ساختن. ۳- تا کردن. ۴- شکار کردن. ۵- (مص ل.) خرد شدن. ۶- مغلوب شدن. ۷- تعظیم کردن، دو تا شدن. ۸- تکیده شدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ش کَ تَ) [ په. ] ۱- (مص م.) خرد کردن. ۲- مغلوب ساختن. ۳- تا کردن. ۴- شکار کردن. ۵- (مص ل.) خرد شدن. ۶- مغلوب شدن. ۷- تعظیم کردن، دو تا شدن. ۸- تکیده شدن.