شکسته بند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ) (ص فا.) کسی که استخوانهای شکسته یا از جا در رفته را جا میگذارد.مترادفها و واژههای مرتبطآروبند، ارتوپدواژه قبلی: شکستهواژه بعدی: شکسته شدن