شکس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکس . [ ش َ ] (ع اِ) یک روز یا دو روز پیش ازطلوع هلال و آن ایام محاق است که دو شب یا سه شب آخرماه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ (ص ) مرد دشوارخوی .ج، شُکْس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
شکس . [ ش ُ ] (ع ص ) ج ِ شَکْس . یقال : رجل شکس و رجال شکس، کما یقال رجل صدق و آدم صدق . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ شَکِس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به شَکِس شود.
شکس . [ ش َ ک ُ ] (ع ص ) مرد دشوارخوی . ◄ بخیل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به شَکِس شود.