واژه جو

شکم دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکم دادن . [ ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فروگشتن از میان . به طرف بیرون خم شدن . (یادداشت مؤلف ). انحنا پیدا کردن . (فرهنگ فارسی معین ). لمبر دادن : گردون ز گرانسنگی این بار شکم داد. حزین (از آنندراج ). ♦ شکم دادن سقف ؛ میل کردن سقف از میانه به طرف زیر و نزدیک افتادن شدن آن . (یادداشت مؤلف ).

معنی شکم دادن | واژه جو