شکنندگی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تردی، پاشندگی، عدم اتحاد لایهلایه شدن، پوست انداختن، لایه سستی، نازکی، ضعف چیز شکسته، چیز خردشده: خلال، گرد، پودر چیز شکننده، جنس شکننده: حباب، شیشه، چینی [سفالگری]، بیسکویت، چیز ضعیف جام شکننده مواد منفجره
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تردی، پاشندگی، عدم اتحاد لایهلایه شدن، پوست انداختن، لایه سستی، نازکی، ضعف چیز شکسته، چیز خردشده: خلال، گرد، پودر چیز شکننده، جنس شکننده: حباب، شیشه، چینی [سفالگری]، بیسکویت، چیز ضعیف جام شکننده مواد منفجره