شکوخنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکوخنده . [ ش ِ / ش ُ خ َ دَ / دِ ](نف ) لغزنده . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) (برهان ). ◄ تیزرو. سبکپا. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ اسب سکندری خورده و بسر درآینده . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شئیت ؛ اسب شکوخنده .(یادداشت مؤلف ) (منتهی الارب ). ◄ هراسیده . (ناظم الاطباء). هیبت دارنده . (برهان ) (آنندراج ).