شکور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکور. [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شکر : لانریدمنکم جزاء و لا شکوراً. (قرآن ٩/٧٦) (منتهی الارب ).
شکور. [ ش َ ] (اِخ ) یکی از نامهای باری تعالی و معنی آن پاداش دهنده ٔ بندگان مر اعمال ایشان را و بر عمل قلیل جزای جزیل دهنده است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نامی از نامهای خدای تعالی : عبدالشکور. (یادداشت مؤلف ) : پس چه گویی ز بهر ایشان کرد آسمان و زمین غفور شکور. ناصرخسرو.
شکور. [ ش ُ ] (اِ) جانوری که زمین را نبش کرده و مرده را درآورده می خورد. (ناظم الاطباء). گورکن .