شکوفه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش فِ)(اِ.)اشکوفه، غنچه، گل درخت میوه دار.مترادفها و واژههای مرتبطغنچه، نوگلاستفراغ، تهوع، قی، هراشواژه قبلی: شکوفندهواژه بعدی: شکوفه کردن