شیالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیالة. [ ل َ ] (ع اِمص ) حرفه ٔ حمالی . (از ذیل اقرب الموارد).
شیاله . [ ] (ع اِ) النبشالة در تداول مردم مغرب . (مفردات ابن بیطار ج ١ ص ٥٦). به لغت اندلس امسوح است، و آنرا انابینی نیز گویند. نباتی است بزرگ و خرد آن مابین شجر و گیاه و مانند نی مجوف و گره دار و منبت آن اغلب در سنگلاخ ها و کنار آبها و خرد آن به اندازه ٔ یک وجب یا بیشتر و ساق آن خشبی صلب به ستبری انگشتی است و از ساق آن شاخهای بسیار باریک صلب گره دارروئیده که چون مواضع بندهای آنرا بکشند شاخها از هم جدا گردد و برگ آن مانند برگ زیتون شکوفه ندارد و ثمر آن سرخ به اندازه ٔ نخودی و پس از خشک شدن سیاه میگردد. رجوع به مفردات ابن البیطار ج ١ ص ٥٦ و تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص ٥٩ و مخزن الادویه و امسوح شود.