شیبانیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیبانیان . [ ش َ ] (اِخ ) منسوب به شیبان . رجوع به شیبان و شیبانی شود.
شیبانیان . [ ش َ ] (اِخ ) خاندان ابودلف که ممدوح قطران بوده است و اسدی طوسی خاندان ابودلف را تازیک و از قبیله ٔ شیبانیان میخواند و او که گرشاسبنامه را در سال ٤٥٨ هَ . ق . سروده پیداست که ابودلف زندگانی دراز کرده و تا آن هنگام زنده و فرمانروا بوده و اسدی در آن سال به نخجوان رسیده است و وزیر ابودلف که محمد پسر اسماعیل حصنی نام داشته و برادرش ابراهیم از او درخواسته که به پیروی از فردوسی داستانی را بنام ابودلف بنظم بسراید، او این خواهش را پذیرفته است . (از شهریاران گمنام ص ١٧٢، ٢٢٤) : شه ارمن و پشت ایرانیان مه تازیان شاه شیبانیان . اسدی (گرشاسب نامه ص ١١). سوار جهان پشت ایرانیان مه تازیان تاج شیبانیان . اسدی .
شیبانیان . [ ش َ ] (اِخ ) قسمت عمده از قبایل شیبانی که در ناحیه ٔ «تیومن » سکونت داشتند تحت سرکردگی محمد شیبانی بماوراءالنهر کوچ کردند و امرای تیموری را از بین بردند و دولت ازبکان را تأسیس نمودند. این دولت که خانات بخارا و خیوه شاخه هایی از آن بودند تا تصرف این قسمت بتوسط روسها وجود داشتند.ازبکان تحت امر چند سلسله بر ماوراءالنهر مستولی بودند، و از آن جمله امرای شیبانی است که در تمام قرن یازدهم هجری این خطه را تحت حکومت خود داشتند، ولی خوارزم را خانان این ناحیه که نیز اولاد شیبان بودند وخراسان را صفویه از تحت حکومت ایشان بیرون بردند. اسامی افراد این شعبه از شیبانیان از این قرار است : محمد شیبانی جلوس ٩٠٦ هَ . ق . / ١٥٠٠ م . کوچکونجی جلوس ٩١٦ هَ . ق . / ١٥١٠ م . ابوسعید جلوس ٩٣٧ هَ . ق . / ١٥٣٠ م . عبیداﷲ جلوس ٩٤٠ هَ . ق . / ١٥٣٣ م . عبداﷲ اول جلوس ٩٤٦ هَ . ق . / ١٥٣٩ م . عبداللطیف جلوس ٩٤٧ هَ . ق . ١٥٤٠/ م . نوروز احمد جلوس ٩٥٩هَ . ق . / ١٥٥١ م . پیر محمد اول جلوس ٩٦٣ هَ . ق . / ١٥٥٥ م . اسکندر جلوس ٩٦٨ هَ . ق . / ١٥٦٠ م . عبداﷲ دوم جلوس ٩٩١ هَ . ق . / ١٥٨٣ م . عبدالمؤمن جلوس ١٠٠٦ هَ . ق . / ١٥٩٨ م . پیر محمد دوم جلوس ١٠٠٧ هَ. ق . / ١٥٩٩ م . این سلسله را امرای هشترخان منقرض کردند. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به طبقات سلاطین اسلام لین پول ترجمه ٔ عباس اقبال شود.