شیبانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیبانی . [ ش َ ](اِخ ) بسطام بن قیس ... رجوع به بسطام بن قیس شود.
شیبانی . [ ش َ ] (اِخ ) اسحاق بن مرار، ملقب به ابوعمر. رجوع به اسحاق بن مرار شیبانی و اعلام زرکلی چ ٢ ج ١ ص ٢٨٩ و نزهة الالباب ص ١٢٩ و میزان الاعتدال ج ٣ ص ٣٧٣ و تاریخ بغداد ج ٢ ص ٣٢٩ شود.
شیبانی . [ ش َ ] (اِخ ) اشرس بن عوف . از بزرگان ودلیران بنی شیبان در صدر اسلام است (متوفی ٣٨ هَ . ق .) او پس از واقعه ٔ نهروان با دویست تن از یاران خود در دسکره (غرب بغداد) بر علی بن ابیطالب خروج کرد و از آنجا به «انبار» رفت و در همانجا کشته شد. (از اعلام زرکلی چ ٢ ج ١ ص ٣٣٢). رجوع به اشرس بن حسان شود.