واژه جو

شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بی‌روی تو، خونابه فشاند چشمم کاری به جز از گریه، نداند چشمم می‌ترسم از آنکه حسرت دیدارت در دیده بماند و نماند چشمم

معنی شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۸ | واژه جو