واژه جو

شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای برده به چین زلف، تاب دل من وی کشته به سحر غمزه، خواب دل من در خواب، مده رهم به خاطر که مباد بیدار شوی ز اضطراب دل من

معنی شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۹ | واژه جو