شیخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیخی . [ ش َ ] (اِخ ) عبداللطیف بن نصر الشیخی و عبداﷲبن شیخی بن محمدبن عبدالجلیل . محدثانند، منسوب به شیخ میهنی . (منتهی الارب ).
شیخی . [ ش َ / ش ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به شیخ . (از انساب سمعانی ). ◄ منسوب بمذهب و طریقت شیخیه (مقابل شیعی و آن به شیخ احمد احسائی پیرو شیخیه منسوب است ). رجوع به احمد احسائی و شیخیه شود. ◄ (اِخ ) نام طایفه ای در کرمان، پیروان شیخ احمد احسائی مقابل بالاسری . (یادداشت مؤلف ).
شیخی . [ ش َ / ش ِ ] (حامص ) شیخوخت . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیخوخت و شیخوخة شود.