شیخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ یا ش) [ ع. ] (ص.) ۱- مرد پیر. ۲- مرد بزرگوار. ۳- مرشد، عالم. ۴- رییس طایفه. ج. شیوخ.مترادفها و واژههای مرتبطمراد، مرشدآخوند، معمم، ملاپیر، سالخورده، کهنسال، مسنواژه قبلی: شیتواژه بعدی: شیخ الشیوخ