شیدور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیدور. [ شیدْ وَ ] (ص مرکب ) رخشنده و رخشان . در زرتشتنامه آنجا که سخن از اسب گشتاسب آمده است اسب شیدور خوانده شده یعنی روشن و درخشان . (از فرهنگ ایران باستان ص ٢٥٩).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیدور. [ شیدْ وَ ] (ص مرکب ) رخشنده و رخشان . در زرتشتنامه آنجا که سخن از اسب گشتاسب آمده است اسب شیدور خوانده شده یعنی روشن و درخشان . (از فرهنگ ایران باستان ص ٢٥٩).