شیرآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرآب . (اِ مرکب ) شیرِ آب . شیر. شیرابه . شیر و لوله ای که آب از آن جریان یابد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر شود. ◄ در اصطلاح رختشویان، آب کم : شیرآب یا شیرآبه دادن به جامه ای که قبلاًآنرا با صابون شسته اند؛ کمی آب بر آن ریختن، یا در کمی آب بار دیگر شستن . آب کشیدن . (یادداشت مؤلف ).