شیربا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیربا. (اِ مرکب ) (از: شیر، خوردنی + با، آش ) شیربرنج و شله ای که از برنج و شیر پزند. (ناظم الاطباء)(از برهان ) (از آنندراج ). غذایی است که از شیر و برنج ترتیب دهند. آش شیر. شیربرنج . شیروا : همی برد خوان از پسش کدخدا نهاد از برش کاسه ٔ شیربا از آن شیربا شاه لختی بخورد چنین گفت پس با زن پایمرد. فردوسی . نهاده بر او کاسه ٔ شیربا چه نیکو بدی گر بدی زیربا. فردوسی . ◄ دوراغ و شیر خفته ٔ مخلوط باشیر تازه . (ناظم الاطباء). ◄ بعضی گویند شیر یا شیری است که آنرا مایه زنند تا چون جغرات بسته گردد و بعد از آن میوه های خشک در آن ریزند، و بعد از زمانی خورند. ◄ به معنی آش . (برهان ).