شیرگرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرگرم . [ گ َ ] (ص مرکب ) هر مایعی که فاتر و نیم گرم باشد. (ناظم الاطباء). نیم گرم و معتدل . (از آنندراج ). به گرمی شیر آنگاه که دوشند. وِلَرْم . فاتر. ملایم . نه گرمی گرم و نه سردی سرد. ممهد. فاتره . ملول . (یادداشت مؤلف ) : پیوسته به آب شیرگرم با روغن بابونه و روغن شست تکمید می کنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). گفت آبش ده ولیکن شیرگرم گفت لاحول از توام بگرفت شرم . مولوی .